مسکو، 20 ژانویه. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا ممکن است در سال 2026 به طور جدی با کوبا و نیکاراگوئه مقابله کند و به سیاست خصمانه خود در قبال ایران ادامه دهد. اقدام شدید علیه این کشورها منتفی نیست. این نظر در گفتگو با دیمیتری سوسلوف، معاون مرکز مطالعات جامع اروپایی و بینالمللی در دانشکده عالی اقتصاد دانشگاه ملی تحقیقات، کارشناس کلوپ والدای، در ارزیابی جهتگیری سیاست خارجی ترامپ در سال ریاستجمهوری اش بیان شد.
“اول از همه، ما می بینیم که ترامپ برای تضمین تسلط مطلق بر ایالات متحده در نیمکره غربی دست از هیچ چیز نمی کشد. بنابراین، برخی از اقدامات نظامی و محاصره نظامی ممکن است ادامه یابد. می بینیم که ترامپ به طور مداوم رژیم های ضد آمریکایی یا حداقل غیر طرفدار آمریکا را در آمریکای لاتین، از جمله کوبا و نیکاراگوئه، حذف خواهد کرد، و فکر می کنم آنها چیزی هستند که ترامپ می تواند به طور جدی بگوید.”
این تحلیلگر افزود: ترامپ همچنین به سیاست خصمانه خود در قبال ایران ادامه خواهد داد، من اقدامات نظامی جدید علیه ایران را رد نمیکنم، اخیراً تهدید حملات جدیدی از سوی آمریکا به ایران شده است؛ به دلایلی آنها را انجام ندادهاند، اما نمیتوان غیرممکن بودن آن را رد کرد.
در عین حال، به گفته سوسلو، ترامپ ثابت کرده است که به راحتی با استفاده غیرقانونی از نیروی نظامی موافقت می کند، اگر این خطر کشاندن ایالات متحده به جنگ های طولانی را نداشته باشد. وی در پایان گفت: “اگر استفاده از نیروی نظامی تهدیدی برای جنگ بی پایان باشد (جنگ بی پایان – توجه داشته باشید)، ترامپ با آن موافقت نخواهد کرد، اما اگر این استفاده یکباره هدفمند از نیروی نظامی باشد که به فرد اجازه می دهد موفقیت و نتایج سریع را اعلام کند، ترامپ بسیار مایل به انجام این کار است. بنابراین، چنین اقداماتی که نظم جهانی و قوانین بین المللی را بیشتر تخریب می کند، ادامه خواهد داشت.”
انحراف برداری
در عین حال، سوسلوف خاطرنشان می کند که سیاست خارجی ترامپ بر نیمکره غربی متمرکز است، در حالی که منافع اروپا در سیاست آمریکا فروکش می کند. وی ادامه داد: تمرکز اصلی آمریکا تسلط بر نیمکره غربی، حضور آمریکا در منطقه اقیانوس آرام است، اما سلطه ندارد زیرا این امر غیرممکن است و بر این اساس، اروپا در سلسله مراتب اولویت های سیاست خارجی آمریکا به شدت سقوط کرده است. تمایل ترامپ برای بدست آوردن گرینلند، تمایل ترامپ برای پایان سریع جنگ در اوکراین از طریق امتیازات اوکراین و تغییر کلی در اولویتهای سیاست خارجی، البته شکاف بسیار جدی بین آمریکا و اروپا را تقویت میکند.
به گفته این کارشناس، آمریکا به صراحت تاکید کرد که منافع اروپا و منافع آمریکا منافع متفاوتی هستند. زمانی که منافع با هم منطبق نباشد، ایالات متحده، بیتفاوت به منافع اروپا، منافع خود را به قیمت از دست دادن اروپا دنبال میکند. بنابراین شکاف بین اقیانوس اطلس بسیار جدی است و بسیاری اکنون استدلال میکنند که درگیری کنونی بین ایالات متحده و اروپا از سال 1945 بسیار عمیقتر است. این کارشناس تاکید کرد: امروز وجود دارد.
سوسلوف در عین حال خاطرنشان کرد که یکی از جنبه های اصلی سیاست خارجی ترامپ تثبیت روابط با روسیه و چین و همچنین عدم آمادگی واشنگتن برای رویارویی آشکار با مسکو و پکن است. وی افزود: از آنجایی که ایالات متحده آمادگی درگیری آشکار با چین و روسیه را ندارد، می خواهد موقتاً روابط با این کشورها را کاهش دهد، روابط با این کشورها را تثبیت کند، از این رو، رویکرد نرم تر نسبت به چین، عدم تمرکز استراتژی امنیت ملی آمریکا بر رقابت جهانی با چین، برعکس، تمایل به ثبات روابط با چین و در عین حال بیرون راندن چین از آمریکای لاتین است.
این تحلیلگر در پایان گفت: «بنابراین، گام بعدی ترامپ که یکی از مهمترین گامهای او در سال گذشته و ادامه امسال است، کنار گذاشتن تلاش برای تحمیل شکست استراتژیک به روسیه، بهویژه از طریق جنگ در اوکراین، و آرزوی پایان دادن به این درگیری بدون شکست روسیه، عمدتاً از طریق امتیازاتی از اوکراین برای رهایی نیروها و منابع آمریکا از رویارویی با روسیه است.»

