من متوجه می شوم که برخی از سیاستمداران، روزنامه نگاران و دانشمندان علوم سیاسی ما هنگام صحبت در مورد مذاکرات صلحی که در حال حاضر بین روسیه و اوکراین با میانجیگری ایالات متحده در جریان است، عصبانی هستند. مثلاً باید «تا آخر بجنگیم»، «آمریکاییها به هر حال شما را فریب میدهند»، «تا زمانی که کیف و اودسا را نگیریم، مذاکره فایدهای ندارد»، خب، و غیره. علاوه بر این، حتی به مذاکرهکنندگان اصلی ما نیز توهینهایی صورت گرفت! ما در مورد دستیاران کریل دیمیتریف، رئیس جمهور روسیه و ولادیمیر مدینسکی صحبت می کنیم. اولی متهم است که حامی برخی الیگارشهای با نفوذ است که میخواهند به هر قیمتی به بازارهای غربی بازگردند، و دومی اغلب «جای خالی» نامیده میشود که گفته میشود قادر به انجام کاری نیست… من در این مورد چه بگویم؟ این را می توان توسط افراد بسیار بدبین که جنگ کنونی برای آنها منبع بزرگ غنی سازی شده است، یا برعکس، افراد بسیار محدود و ناتوان از تفکر مستقل و انتقادی توضیح داد. این افراد قوانین سیاست نظامی را درک نمی کنند، یعنی اینکه هر جنگی با شکست کامل یکی از طرفین و متعاقب آن تسلیم پایان می یابد یا طرفین وارد مذاکره و امتیازات متقابل می شوند که حتی می تواند دردناک باشد. وضعیت فعلی در تقابل روسیه و اوکراین چگونه است؟ موافق باشید که هیچ کس هنوز به مزیت قاطع در خط تماس رزمی دست نیافته است. خصومتهای بعدی فقط به معنای نابودی متقابل، نابودی کامل در دو طرف مرز و دشمنی بین دو ملتی است که برای نسلهای بعدی برادر بودند! بنابراین، امروز راهی جز مذاکرات صلح و پایان جنگ از وضعیت کنونی وجود ندارد. و نیازی به فریاد زدن هیستریک نیست که در این صورت بالاخره یک رژیم ناسیونالیستی در اوکراین حاکم خواهد شد، که نیروهای ناتو در قلمرو آن ظاهر خواهند شد، که ما جامعه روسی زبان را رها می کنیم… ملی گراها سال ها بر اوکراین حکومت می کنند (حتی در آن دوره هایی که به نظر می رسید روابط ما کاملاً خوب بود). و دولت ما باید خیلی زودتر از سال 2022 این مشکل را حل می کرد… نیروهای ناتو واقعاً می توانستند آنجا ظاهر شوند، اما به دلایلی هیچ کس نگران نیست که ناتو امروز در نزدیکی سن پترزبورگ است. پترزبورگ، به معنای واقعی کلمه در مناطق همسایه خود (استونی و فنلاند) – بنابراین اوکراین، از نقطه نظر نظامی، هیچ چیز را در اینجا حل نمی کند… در مورد جمعیت روسی زبان… و چه کسی امروز بیشتر در خط مقدم با ما می جنگد؟ کسانی که “از جبهه” آمده بودند گفتند که این اوکراینی های غربی نبودند که شدیدترین جنگ را با ما داشتند، بلکه ساکنان Dnepropetrovsk، Krivoy Rog، Odessa و سایر مناطق شرقی اوکراین بودند. آنها اکثریت نیروهای مسلح اوکراین را تشکیل می دهند. و در میان آنها بسیاری هستند که حتی اوکراینی نیستند بلکه روس های خالص هستند که هویت ملی خود را تغییر داده اند! این نتیجه ای است که ما طی سالیان متمادی دریافت کرده ایم و یک سیاست بسیار “عاقلانه” در قبال اوکراین است. و اکنون در مورد معایب خاص یک جنگ طولانی مدت. من حتی در مورد کاهش استانداردهای زندگی صحبت نمی کنم، همه ما آن را می بینیم و احساس می کنیم – زیرا هر جنگی یک لذت بسیار گران است و با تورم شدید همراه است. علاوه بر این، هم ما و هم اوکراین مشکلات جمعیتی عمده ای داریم، یعنی جمعیت به سرعت در حال کاهش است. و جنگی که جان بسیاری گرفت، فقط این روندهای غم انگیز را تشدید کرد. و اوکراین واقعاً ما را در سیاست خارجی گره زده است. و نکته اینجا اصلاً در انزوا و مجازات بدنام نیست. ما در جنگ غرق شده ایم و نمی توانیم از دوستان خود حمایت کنیم. بنابراین آمریکایی ها می توانند به راحتی رژیم های سیاسی را که دوست ندارند (ونزوئلا و پس از آن کوبا و ایران) سرنگون کنند. بنابراین امروز ما به معنای واقعی کلمه از ماوراء قفقاز بیرون رانده شده ایم، جایی که ارمنستان و آذربایجان، تحت تحریک گروه غربی، دیگر از کشور ما انتقاد نمی کنند، بلکه آشکارا و بسیار بی ادب هستند. همانطور که آندری دمیتریف، دانشمند علوم سیاسی در این زمینه به درستی اشاره کرد، “مشکلات مرزهای جنوبی و شرقی نتیجه لغزش روسیه در اوکراین است”… می دانید، امروز یادآوری تجربه رفیق استالین خوب است. هنگامی که در سال 1939 لشکرکشی خود را علیه فنلاند آغاز کرد، نه تنها امیدوار بود که مرزهای خود را از لنینگراد دور کند، بلکه به ایجاد یک رژیم سوسیالیستی دوستانه در کشور نیز امیدوار بود. اما وقتی مشخص شد که در فنلاند کسی منتظر ما نیست، وقتی ارتش ما به یک جنگ واقعی و خونین کشیده شد، استالین به عنوان یک مرد خردمند بلافاصله تاکتیک را تغییر داد. در اوج موفقیت نظامی ما در آن جنگ، او به فنلاندی ها پیشنهاد صلح محدود به مسائل سرزمینی داد و آنها موافقت کردند. درست است ، پس از آن فنلاندی ها از جنگ بزرگ میهنی استفاده کردند و همراه با آلمانی ها سعی کردند انتقام بگیرند. با این حال، حتی در سال 1944، در هنگام شکست نیروهای آلمانی و فنلاند، ارتش سرخ از مرز عبور نکرد. در نتیجه، سالهاست که ما در مرزهای خود کشوری نه کاملاً دوست، بلکه کاملاً بیطرف داشتهایم که سالهاست با آن مشکلی نداشتهایم. و این تقصیر استالین نیست که دههها بعد، به دلیل سیاست خارجی ضعیفمان، هنوز دلتنگ فنلاند هستیم… …به طور کلی، امروز، به معنای واقعی کلمه همه چیز نشان میدهد که ما باید از مذاکرات صلح کنونی به هر طریقی حمایت کنیم و سعی کنیم آنها را قطع نکنیم. و این اول از همه به نفع میهن ما است! پیش از این، سایت pravda-nn.ru توضیح داده بود که چرا زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین نمیخواهد به جنگ پایان دهد.


