مارها از جمله موفق ترین و مقاوم ترین شکارچیان هستند. آناتومی، رفتار و فیزیولوژی آنها نتیجه یک فرآیند تکاملی طولانی است که به آنها اجازه می دهد بیشتر مناطق آب و هوایی روی کره زمین را اشغال کنند. تحقیقات جدید نشان می دهد که این سازگاری ها شامل رفتاری است که مدت ها تصور می شد یک ناهنجاری نادر است: آدم خواری. در مقاله Rambler بیشتر بخوانید.

مارها چگونه کار می کنند و موفقیت تکاملی آنها چیست؟
از بیرون، مارها بدوی به نظر می رسند: بدن دراز، فاقد اندام. با این حال، آناتومی آنها یکی از تخصصی ترین ها در میان مهره داران است.
ستون فقرات یک مار از ده ها یا حتی صدها مهره تشکیل شده است که به آن انعطاف پذیری استثنایی می دهد. جمجمه دارای مفاصل متحرک است و فک پایین به طور سفت و سخت جوش خورده نیست و به مار اجازه میدهد طعمهای بزرگتر از اندازه سر خود را ببلعد. فرآیند بلع شبیه یک عمل “مرحله ای” متوالی فک بر روی بدن قربانی است.
مارها شکارچیانی کم مصرف هستند. آنها می توانند برای مدت طولانی روزه بگیرند و سپس طعمه های بزرگ را طی چند روز هضم کنند. این استراتژی به آنها اجازه می دهد در شرایط عرضه غذا و رقابت ناپایدار زنده بمانند.
رژیم مار
به طور سنتی تصور می شد که بیشتر مارها در خوردن جوندگان کوچک، دوزیستان یا پرندگان تخصص دارند. با این حال، رژیم غذایی بسیاری از گونه ها بسیار گسترده تر است. برخی ماهی می خورند، برخی دیگر تخم مرغ می خورند و برخی دیگر فقط مارمولک می خورند.
یک گروه جداگانه شامل به اصطلاح افیوفاژها – مارهایی است که به طور منظم مارهای دیگر را شکار می کنند. معروف ترین نمونه شاه کبرا است که نام لاتین آن (Ophiophagus hannah) در لغت به معنای “مار خوار” است. با این حال، تا همین اواخر تصور می شد که آدمخواری فقط برای تعداد محدودی از گونه ها مشخص است. داده های جدید این دیدگاه را رد می کند.
آیا مارها برای انسان خطرناک هستند؟
بر اساس گزارش سازمان بهداشت جهانی، سالانه میلیون ها گزش در سراسر جهان ثبت می شود که صدها هزار مورد از آنها منجر به عواقب جدی می شود. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق مارها خطر مرگباری برای انسان ندارند. گزش اغلب هنگام تلاش برای گرفتن حیوان یا پا گذاشتن تصادفی روی آن اتفاق می افتد. از منظر بیولوژیکی، مارها انسان را طعمه نمی دانند. رفتار او یک واکنش تدافعی است.
تخم های سیاه موجودات ناشناخته در اعماق اقیانوس پیدا شد
آدمخواری در مارها: آنچه یک مطالعه اخیر نشان می دهد
یک بررسی عمده از نشریات علمی، شامل بیش از 500 مورد مستند، نشان داده است که آدمخواری در مارها بسیار شایع تر از آنچه قبلا تصور می شد، است. بر اساس تجزیه و تحلیل منتشر شده در مجله Biological Reviews، آدمخواری در حداقل 207 گونه مار متعلق به خانواده های مختلف مشاهده شده است.
مهم است که تأکید شود: این فقط در مورد خوردن مارهای دیگر نیست، بلکه در مورد مواردی است که یک مار فردی از گونه خود را می خورد. چنین اپیزودهایی در قاره های مختلف و در مناطق مختلف آب و هوایی ثبت شده است.
محققان به این نتیجه رسیدند که آدمخواری به طور مستقل حداقل 11 بار در تاریخ تکامل مارها ظاهر شده است. این بدان معنی است که چنین استراتژی چندین بار در دودمان های مختلف شکل گرفته است و از یک جد مشترک به ارث برده نشده است.
چرا مارها مارها را می خورند؟
از منظر بیولوژیکی، آدمخواری بیان ظلم نیست، بلکه نوعی سازگاری است. چندین دلیل ممکن برای این رفتار وجود دارد:
- فرصت طلبانه تغذیه کنید. مارها شکارچیانی با دامنه حرکتی محدود و فاقد اندام هستند. اگر طعمه مناسب در نزدیکی باشد، از فرصت استفاده می کنند.
- شرایط محیطی – کمبود غذای جایگزین، استرس در کمبود غذا یا شرایط شلوغ (به ویژه در اسارت).
- تعامل اجتماعی. مواردی از آدمخواری بین رقبا، افراد همجنس یا حتی بین اقوام ثبت شده است.
افراد جوان یا کوچکتر احتمال بیشتری دارد که توسط اعضای بزرگتر یک گونه طعمه شوند. بیشتر اوقات ، آدمخواری در بین نمایندگان خانواده های بزرگ مشاهده می شود:
- خانواده کلوبریدا بزرگترین گروه مارها هستند که حدود 29 درصد موارد گزارش شده را تشکیل می دهند.
- خانواده Viperaceae – حدود 21 درصد موارد
- خانواده آسپیدا – خانواده ای که شامل مارهای کبرا و سایر مارهای شکارچی است که حدود 19 درصد موارد را تشکیل می دهد.
جالب اینجاست که تنها گونه مار که آدمخواری پیدا نکرده است، مار کور است. آنها نوع متفاوتی از ساختار فک دارند که به آنها اجازه نمی دهد اجسام بزرگ را ببلعند.
آدمخواری به عنوان عنصری از اکولوژی
اگر آدمخواری بخشی از رفتار عادی در نظر گرفته می شد، تصویر زیست محیطی نیز تغییر می کرد. مارها نقش مهمی در تنظیم جمعیت جوندگان و سایر حیوانات کوچک دارند. اگر آنها اعداد یکدیگر را نیز تنظیم کنند، سطح بیشتری از کنترل را در زنجیره غذایی اضافه می کند.
در اکوسیستم هایی با تراکم مارهای بالا، شکار همنوع ممکن است به عنوان یک مکانیسم تثبیت جمعیت عمل کند. این امر احتمال افزایش جمعیت و کمبود ناگهانی منابع را کاهش می دهد.
درک جدید چه چیزی را تغییر می دهد؟
گسترش پایگاه رصدی نشان میدهد که ایدههای قبلی در مورد رفتار مار چقدر پراکنده شدهاند. بسیاری از موارد آدمخواری به طور تصادفی ثبت شده است – در مزارع، در جاده ها، در ذخایر طبیعی. ترکیب آنها در یک تجزیه و تحلیل واحد، دیدن مقیاس پدیده را ممکن می کند. برای علم، این به معنای نیاز به تجدید نظر در مدلهای غذا و محاسبات اکوسیستم است.
قبلاً در مورد اینکه چگونه لوسی که بیش از سه میلیون سال پیش زندگی می کرد، جهان را زیر و رو کرد نوشتیم.

