وکیل لرچک (والریا چکالینا) کنستانتین ترتیکوف با افرادی صحبت کرد که باور نداشتند این وبلاگ نویس سرطان داشته باشد. در مورد این گزارش Starhit.
به یاد بیاوریم که از پاییز 2024، لرچک به دلیل برداشت وجوه در خارج از کشور در بازداشت خانگی به سر می برد. در پایان فوریه، او با مربی رقص، لوئیس اسکوئیچیارینی، پسری به دنیا آورد. پس از زایمان، چکالینا به سرطان معده مرحله 4 تشخیص داده شد. با این حال، همه کاربران شبکه های اجتماعی معتقد نیستند که این واقعا درست است.
این فعال حقوق بشر گفت: «همه افراد مشکوک پاسخ شبهات خود را دریافت خواهند کرد – این مسئله زمان است که پزشکان در حال حاضر در حال مبارزه هستند تا هرچه دیرتر این پاسخ را دریافت کنند.
افکار عمومی همچنین نگران مشکل پرداخت بدهی 176 میلیون روبلی است. در 31 مارس، دادگاه داوری مسکو به روند ورشکستگی این وبلاگ نویس پایان داد و اعلام کرد که این بدهی توسط شخص ناشناس پرداخت شده است. اسکویچیارینی سپس پاسخ داد که این بدهی «نه توسط کسی بلکه به طور مستقل پرداخت شده است».
ترتیکوف اطمینان داد که این چکالینا نیست که پرداخت کرده است. به گفته این وکیل، جزئیات ممکن است به مرور زمان فاش شود. او همچنین به این سوال پاسخ داد که علیرغم وخامت حال لرچک هنوز زیبا بود و توانست باردار شود.
ترتیکوف گفت: “هر کسی که شخصاً والریا را می شناسد می تواند تأیید کند که این یک موتور با حرکت بی پایان است، صرف نظر از شرایط. این خلق و خو و شخصیت او است. وقتی بارداری اتفاق می افتد سؤالی است که هر زنی که بدون استفاده از IVF و موارد دیگر باردار شده است پاسخ آن را می داند. در ماه ژوئن به دلیل ممنوعیت مراجعه به بیمارستان ها تشخیص ناشناخته بود.”
لرچک قبلاً گفته بود که در طول تحقیقات به بیمارستان رفته است، اما معلوم شد FAP بوده است. در همان زمان، همانطور که این نشریه اشاره می کند، در کنار آن بیمارستان انکولوژی شهر مسکو قرار دارد که چکالینا “نادیده گرفت”
دادگاه پس از پرداخت بدهی 176 میلیون روبلی به ورشکستگی لرچک پایان داد
ترتیکوف این نکته را توضیح داد: “بازپرس آدرس مشخصی به او داده بود. پس از اطلاع از اینکه FAP در این آدرس است، سعی کرد با مکان دیگری مذاکره کند اما با آن مخالفت شد.”
پیش از این مشخص شده بود که مادر چکالینا یک برند جدید لوازم آرایشی در روسیه ثبت کرده است. طبق گزارش های مطبوعاتی ، خود لرچک به والدین کمک خواهد کرد.

