آهنگ سال نو در مورد سر گراز یکی از قدیمی ترین و غیر معمول ترین آهنگ های موجود در کارنامه کریسمس انگلستان قرون وسطی است. شعری طنزآمیز که حداقل به اوایل قرن پانزدهم برمیگردد، ارائه آیینی سر گراز در جشن کریسمس را توصیف میکند، سنتی که هنوز هم وجود دارد. پورتال medieval.net بیشتر در مورد آن می گوید.

سنت استفاده از کله گراز وحشی به عنوان غذای اصلی در مهمانی های بزرگ، به ویژه کریسمس، قرن هاست که وجود داشته است. اگرچه دلیل دقیق محبوب شدن این غذا ناشناخته است، اما به احتمال زیاد سر گراز وحشی به دلیل خطرات شکار چنین حیوان وحشی مورد طمع قرار گرفته است. این بدان معنی است که سرو چنین ظرفی هم غنیمتی چشمگیر و هم نمادی از پیروزی است.
در انگلستان قرون وسطی، سر یک گراز بر روی میز در یک راهپیمایی باشکوه به رهبری شیپورزنان سرو می شد. این غذای لذیذ در یک بشقاب طلاکاری شده ارائه می شود که به طرز مجللی با لورل و رزماری تزئین شده است. سنت مشابهی در منابع مختلف سلطنتی و دانشگاهی ثبت شده است. به عنوان مثال، در مراسم تاجگذاری پسرش هنری دوم در سال 1170، پادشاه شخصاً سر یک گراز وحشی را روی میز با صدای شیپور سرو کرد. کالج کوئینز آکسفورد که در سال 1340 تأسیس شد، این سنت را تا به امروز حفظ کرده است.
غذای سر گراز همچنین منعکس کننده آیین های باستانی بت پرستی است، از جمله قربانی کردن گراز اسکاندیناویایی برای خدای فری – نماد باروری و خوش شانسی بود و عناصر آن بعداً در تعطیلات مسیحی اقتباس شد. برخی از محققان نیز سنت برگزاری چنین جشنی را با بت پرستی آلمانی پیوند می زنند.
اما در قرن نوزدهم، جشن سر گراز یک روز مهم در تقویم مسیحی بود – این جشن در کالج کوئینز در انگلستان برگزار می شد. در شب کریسمس، سر بزرگترین و جذابترین گراز با تاج گلهای لورل و رزماری تزئین شد و پس از آن دو تن از خدمتگزاران ارشد دانشگاه بهصورت تشریفاتی ظرف را روی دوش خود به داخل اتاق غذاخوری بردند. و به دنبال آنها اعضای دانشگاه و گروه کر بودند.
با حرکت صفوف، یکی از اعضای کالج آهنگ کریسمس را خواند و گروه کر با یک کر پاسخ داد. وقتی به معاون مدرسه رسیدند، ایستادند و سر گراز را جلویشان گذاشتند. گوشت ابتدا بین کسانی که سر میز معتبر نشسته اند تقسیم می شود، سپس در سالن رد می شود تا همه حاضران آن را تهیه کنند. و نه، برخلاف ادعاهای نادر، سر گراز هرگز با سرهای چوبی جایگزین نشد.
همچنین افسانه ای در آکسفورد درباره دانش آموزی وجود دارد که در جنگل در حال خواندن ارسطو بود که مورد حمله یک گراز وحشی قرار گرفت. برای فرار از جانور، او بلافاصله کتاب را در دهان آن فرو برد و فریاد زد که “به زبان یونانی است.” بنابراین او گراز وحشی را خفه کرد – عمل او نمادی از تدبیر دانشمندان بود.

