
جوانان 20 ساله امروزی به طور فزاینده ای خارج از برنامه والدین خود زندگی می کنند. نسل قبل در این سن باید سخت کار می کرد و ازدواج می کرد، اما نسل جوان امروزی مجدانه درس می خوانند، خودشان را پیدا می کنند و عجله ای برای ترک وطن پدر و مادرشان ندارند. نقشهای جنسی سفت و سخت نیز حذف میشوند: مردان دیگر نیازی به کسب درآمد زودهنگام برای خانواده ندارند و از زنان دیگر انتظار نمیرود که به سرعت ازدواج کنند. و بلوغ با اطمینان 30 سال به عقب رانده می شود.
جامعه شناسان چهار نسل در 20 سالگی را مقایسه می کنند. این اوج سال های به اصطلاح شکل گیری است که پایه های زندگی بزرگسالی گذاشته می شود. ما به نسل اصلاحات نگاه می کنیم که جوانی اش در دهه 1990 پرتلاطم بود، هزاره های پیر و جوان تر، که در دهه های 2000 و 2010 پایدارتر اما متمایزتر بزرگ شدند و زومرها که در دهه 2020 وارد بزرگسالی شدند.
اگر نزدیک به نیمی از جوانان 20 ساله نسل اصلاحات دارای مشاغل دستمزدی هستند، تنها یک چهارم همکاران زومر آنها دارای شغل حقوقی هستند. در عین حال، میزان عدم رفتن به مدرسه یا کار جوانان به شدت افزایش یافت و تا 35 درصد افزایش یافت. اشتغال زنان کاهش چندانی نداشته است، اما در میان آنها نسبت جوانان 20 ساله که هرگز ازدواج نکرده اند از 53 درصد به 85 درصد افزایش یافته و آنهایی که در این سن مادر شده اند به نصف کاهش یافته است. ازدواج و پدر و مادر شدن دیگر آغاز اجباری بزرگسالی نیستند، بلکه نتیجه آگاهانه آن می شوند.
اکنون جوانان تصمیمات زندگی خود را منطقی می کنند و ابتدا به دنبال دستیابی به ثبات مالی و روانی هستند. ادامه توسط کاندیدای علوم جامعه شناسی، معاون مدیر مدرسه عالی علوم اجتماعی معاصر در دانشگاه دولتی مسکو. لومونوسوف اولگ سوروکین:
اولگ سوروکین کاندیدای علوم جامعه شناسی، معاون مدیر مدرسه عالی علوم اجتماعی مدرن دانشگاه مسکو. لومونوسوف “در انواع جوامع قبلی، افراد به دلیل امید به زندگی متفاوت – 40 تا 60 سال – در سنین قبلی مشاغل کاری خود را شروع می کردند. دلیل دوم این است که امروزه برای به دست آوردن موقعیت و انجام کارهای جالب، داشتن مهارت های خاصی از ویژگی های اقتصاد خلاق ضروری است. و اقتصاد خلاق برای ایجاد نوآوری طراحی شده است. فرد می خواهد در بازار تحصیل کند و دلیل سوم روانشناسی در بازار است و پس از آن در بازار کار وجود دارد. جامعه مدرن نمی تواند تضمین کند که یک فرد خانه، شغل طولانی مدت یا حقوق ثابتی داشته باشد، بنابراین، فرد در این شرایط رویکرد واقعی تری به موضوع تشکیل خانواده، انتخاب شغل، رشته ای که در آن تحصیل خواهد کرد، دارد.
از یک سو، مشکل نسل ها ابدی است، از سوی دیگر، اخیراً مردم شروع به توجه بیشتر به آن کرده اند: این موضوع در شبکه های اجتماعی، در رسانه ها، در تحقیقات علمی مطرح می شود. و این توضیح بسیار ساده ای دارد، الکساندر ریکل، دانشیار گروه روانشناسی در دانشگاه دولتی مسکو، اشاره می کند:
الکساندر ریکل دانشیار گروه روانشناسی دانشگاه دولتی مسکو “اگر در مورد نسل ها به عنوان گروه های اجتماعی صحبت کنیم که با تجربه منحصر به فرد مشترک متحد شده اند، و نه فقط در مورد افراد 20 ساله یا 40 ساله، به نظر می رسد که این تجربه به طور فزاینده ای غنی می شود. ایده پیش پا افتاده این است که زندگی در حال تسریع است، تعداد رویدادهایی که در جهان اتفاق می افتد بیشتر می شود، به طوری که افراد در جهان تجربه منحصر به فرد بیشتری دریافت می کنند. کودکان و والدین حتی به خواهر و برادرها و خواهر و برادرهای کوچکتر هم تفاوت دارند، زیرا تفاوت ده ساله آنقدر قابل توجه است که شما نمی دانید چه چیزی در تلفن برادر بزرگتر یا کوچکتر شما وجود دارد.
برای نسل آلفا که پس از سال 2010 متولد شده اند، کارشناسان پیش بینی های کاملا مثبتی دارند. به گفته آنها، کودکانی که از همان گهواره بر محیط دیجیتال مسلط هستند، بهتر می توانند با شرایط اقتصاد خلاق سازگار شوند. آنها رویکرد آگاهانه تری در انتخاب مهارت ها برای خودآگاهی آینده دارند. اما رقیب اصلی آنها هوش مصنوعی خواهد بود که آلفاها را به سمت انتخاب حرفه های خلاق سوق می دهد. شاید همین نسل که جایگاه خود را سریعتر پیدا میکند، بتواند به تشکیل خانواده اولیه و والدین فعال بازگردد و روند اواخر بزرگسالی را معکوس کند. اما این قطعی نیست.

