بسیاری از مردم بر این باورند که بشریت به لطف شگفتی های تمدن و تکنولوژی، طبیعت را تسخیر کرده است. برخی از مردم نیز معتقدند که از آنجایی که انسان ها بسیار متفاوت از سایر موجودات هستند، انسان کنترل کاملی بر سرنوشت خود دارد و دیگر نیازی به تکامل ندارد. اما این درست نیست – انسانهای امروزی به تکامل خود ادامه میدهند. پورتال theconversation.com می گوید چرا.

انسان ها دو دست دارند که به ما کمک می کند از ابزارها با دقت استفاده کنیم. ما می توانیم روی دو پا راه برویم و بدویم که دست ما را برای انجام این کار ظریف آزاد می کند. و مغز بزرگ ما به ما این امکان را می دهد که منطقی فکر کنیم، ایده های جدیدی داشته باشیم و با دیگران در گروه های اجتماعی خوب زندگی کنیم.
همه این ویژگی ها به انسان ها در توسعه فرهنگ کمک کرده است. این شامل تمام ایده ها، باورها، برنامه ریزی و توانایی های تفکر ما می شود. فرهنگ همچنین شامل توانایی فرد برای تغییر محیط خود – به عنوان مثال، با استفاده از ابزار یا پرورش غذا است.
اگرچه انسان ها در طول چند هزار سال گذشته جهان اطراف ما را به طرق مختلف به طرز چشمگیری تغییر داده اند، اما تکامل نیز به نوبه خود بشریت را تغییر داده است. ما هرگز از تکامل دست نمی کشیم – فقط این است که توسعه تکاملی امروزی اشکال متفاوتی نسبت به اجداد باستانی ما دارد.
برای مثال، رابطه بین انسان و نور خورشید را در نظر بگیرید. خورشید برای زندگی روی زمین حیاتی است، اما اشعه ماوراء بنفش می تواند به پوست انسان آسیب برساند. افرادی که پوست رنگ پریده دارند در معرض خطر آفتاب سوختگی یا حتی سرطان پوست هستند. و افرادی که رنگدانه بیشتری در پوست خود دارند بهتر از اشعه ماوراء بنفش محافظت می شوند. بنابراین، افراد تیره پوست در مناطق استوایی بهتر از افراد رنگ پریده در زیر نور شدید خورشید زنده می مانند. اما مردم باستان نیازی به پوست تیره نداشتند – آنها به مناطق ابری و خنک تر نقل مکان کردند… این امر باعث توقف تولید ویتامین D شد که برای رشد طبیعی استخوان در کودکان و بزرگسالان ضروری است.
بعد غذاست. 10000 سال پیش، اجداد انسان امروزی شروع به اهلی کردن حیواناتی مانند گاو برای خوردن گوشت کردند. پس از 2000 سال دیگر، آنها نحوه دوشیدن گاو و بز را یاد گرفتند. متأسفانه، مانند بسیاری از پستانداران دیگر آن زمان، انسان بالغ نمی توانست بدون بیمار شدن شیر را هضم کند. به طور دقیق تر، تقریباً همه بزرگسالان – به جز آنهایی که ژن های لازم را دارند.
شیر به قدری منبع غذایی مهمی برای انسان های اولیه بود که افرادی که قادر به هضم شیر بودند، بهتر از دیگران توانستند زنده بمانند و فرزندان بیشتری داشته باشند. بنابراین ژن های آنها گسترش یافت تا اینکه انسان تقریباً در همه جا این توانایی را به دست آورد.
این فرآیند که هزاران سال پیش اتفاق افتاد، نمونه ای از آنچه علم به آن تکامل مشترک فرهنگی و بیولوژیکی می پردازد است. یعنی رویه فرهنگی دوشیدن حیوانات منجر به تغییرات ژنتیکی و بیولوژیکی شده است.
برخی دیگر مانند اینویت های گرینلند دارای ژن هایی هستند که به آنها اجازه می دهد تا چربی را بدون ابتلا به بیماری قلبی متابولیزه کنند. مردم تورکانا کنیا در مناطق بسیار خشک آفریقا گله داران هستند و ژنی دارند که به بدن آنها اجازه می دهد برای مدت طولانی بدون آب زنده بماند. دیگران آسیب کلیه را تجربه خواهند کرد زیرا مایعات را در بدن تنظیم می کنند.
در نهایت، انسان نیز مانند سایر موجودات زنده، مستعد ابتلا به انواع بیماری های عفونی است. در قرن چهاردهم، یک بیماری همه گیر طاعون باعث مرگ یک سوم جمعیت اروپا شد. بسیاری از بازماندگان دارای ژن خاصی هستند که به آنها کمک می کند در برابر بیماری مقاومت کنند. و نوادگان این افراد بهتر توانستند از اپیدمی هایی که در قرون بعدی بیداد می کرد جان سالم به در ببرند.

